باشگاهها : راوند - ابومسلم - استقلال - الوصل - استقلال - پرسپولیس 
عليرضا ساعت ۵ صبح روز جمعه ۹ تير ۱۳۵۹ در بيمارستان امام رضا(ع) مشهد به دنيا آمد. پدرش خياط بود و توليدي پوشاک داشت و مادر، خانه دار و البته هنر آرايشگري، او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، يک برادر و 3 خواهر ديگر هم به اين جمع اضافه شدند. محل سکونت خانواده اش در هنگام تولد، خيابان کوه سنگي مشهد بود و دوره رشد و پرورش را در محله ابوطالب مشهد گذراند.
به دبستان رافت کوه سنگي مي رفت، دوره راهنمايي را در مدرسه اسرار خيابان سازمان آب گذراند و در دبيرستان شريعتي مشهد و در رشته فني و حرفه اي ديپلم گرفت. عليرضا در تمام اين سالها ساکن شهر مقدس مشهد بود.
او خانواده و فاميلي پرجمعيت داشت. يک برادر،۳ خواهر،۳ عمو،۴ عمه،۴ خاله و ۳ دايي فاميل بزرگي بود و پر از رفت و آمد. او هم مثل همه ايراني ها و شهرستاني ها با دلبستگي هاي عاطفي شديد به اعضاي خانواده و فاميل، به خصوص به کوچکترين دايي اش صمد که فقط ۵ سال با او اختلاف سني داشت، بزرگ شد.
در دوران کودکي آرزو داشت دکتر شود. از دوره نوجواني ورزش را با واليبال شناخت و از ابتداي جواني بود که گمشده و آينده اش را در فوتبال حرفه اي پيدا کرد.
آغاز يک راه طولاني

بازي هاي خوب و فيزيک مناسب، موجب درخشش او در مسابقات آموزشگاهي شد. سر از تيم باشگاهي راوند درآورد و بعد از ۲ ماه تمرين، در اولين مسابقه باشگاهي در سطح جوانان مقابل ابومسلم، معتبرترين تيم فوتبال خراسان، به ميدان رفت. پيروزي ۳-۱ آن مسابقه براي عليرضا شيريني ديگري سواي اولين موفقيت در مهمترين گام داشت، او هر 3 گل اين بازي را براي تيمش زد اما از آن هم مهمتر، ديده شدن و دعوت به پوشيدن پيراهن راه راه مشکي و قرمز ابومسلم بود. در ابومسلم هم همين حکايت تکرار شد، در همان اولين مسابقه در ليگ سال ۱۳۷۷، آنقدر درخشيد که به تيم ملي جوانان دعوت شد. بعد از اتمام مسابقات جوانان، به تيم ملي اميد دعوت شد و حضور همزمان در تيم اميد و ابومسلم در ليگ، راه او را براي پيشرفت باز کرد. يک بازي درخشان در ورزشگاه آزادي تهران مقابل استقلال تهران، تيرخلاصي بود بر ترقي عليرضا. اميرقلعه نوعي که مربي تيم اميد در کنار حميد درخشان بود، او را به استقلال دعوت کرده بود اما دست دقايقي بعد از سوت پايان آن مسابقه بود که خبر رسيد، عليرضاي ۱۸ ساله به تيم ملي بزرگسالان دعوت شده است.
منصور پورحيدري او را به بازيهاي آسيايي بانکون نبرد اما در بازگشت به استقلال، پذيرايي از اين تازه وارد مشهدي را به عهده گرفت. عليرضا در سال ۱۳۷۸ قراردادي ۵ ساله با استقلال بست، همان قراردادي که چون ارديبهشت ۸۳ به اتمام رسید، اين همه جنجال برپا شد . ۳ ماه تمرين با يکي از دو بزرگ فوتبال ايران با حول وولاي ستاره شدن يا محو شدن گذشت. در تمام اين مدت( بهار و تابستان ۷۸) عليرضا هر شب بعد از تمرين در خوابگاهي واقع در خيابان لارستان تهران که باشگاه براي شهرستاني ها در نظر گرفته بود، خوابهاي طلايي مي ديد. سرنوشت براي او راه موفقيت در نظر گرفته بود و اين چنين عليرضا از همان نخستين بازي و نخستين فصل حضورش در استقلال، مهره ثابت تيم شد. درست مثل راوند و ابومسلم.
ميروسلاوبلاژويچ
پيرمرد کروات در سال ۱۳۷۹ با يک نظر، عليرضا را به خاطر سپرد. او تيم ملي را براي حضور در معتبرترين ميدان ورزش جهان آماده مي کرد.عليرضا در تمام روزهاي سخت اردو، سرحال و شاداب بود و در برابر تيم ملي اسلواکي با گل بي نظيري که زد، جاي خود را در ترکيب فرشتگان چيرو با شماره ۱۱ تثبيت کرد.ايران به جام جهاني نرسيد اما ديگر ستاره متولد شده بود. عليرضا بعد از حذف تيم ملي زيرخاکستر اين شکست محو نشد، او در بازگشت به دنياي فوتبال و مسابقات، در واپسين ثانيه هاي مسابقه استقلال الاتحاد عربستان در جام باشگاههاي آسيا جفت پا به هوا برخواست و در ارتفاع ۲۱۰ سانتيمتري( يک وجب بالاتر از ديرک افقي دروازه) با سر، شوتي محکم به توپ زد که تور دروازه و ورزشگاه لبريز از مردم و تيم الاتحاد را به يکباره فرو ريخت.
نيکبخت با همه بازيکنان فرق داشت. استيل منحصر بفرد با حرکات خاص او از وي چهره اي به يادماندني ساخته بود. او که همه ويژگيهاي يک ستاره را از بعد فني داشت، با ساده ترين و سالم ترين روش ها به مقام ستاره اي رسيد. مثلاً او براي شادي بعد از گل کارهاي خاص مي کرد. هنوز تصوير آن شماره گرفتن او با استوک هاي کفش فوتبالي اش در ذهن هاست. يا دوئل انگشتي اش با احمد مومن زاده! نيکبخت در خارج از زمين هم رفتارهاي يک ستاره را پيش گرفت. لباس هاي خاص که همگي در يک صفت، آمدن به او، مشترک بودند. وقتي در کنار عينک هاي مدرن، موهاي آراسته، اتومبيل هاي مد روز، عطرهاي خاص و زينت آلات مردانه عجيب قرار گرفت از علي نيکي ستاره ساخت.
ستاره روي جلد
علي نيکي از تابستان۸۰ به جلد نشريات چسبيد! عکس ها و ژست هاي مختلف، تيترهاي گاه عجيب، روابط او با مهره هاي مشهور سينما و تلويزيون، چهره فتوژنيک و رفتار ستاره وار او، همگي مطلوب نشريات بود. او هر روز حداقل روي جلد ۳۰% از نشريات خودنمايي مي کرد و خيلي زود همه رقبا را از عرصه خارج کرده و خود يکه تاز عرصه ستاره ها شد. 
آنچه به دوام ستاره بودن عليرضا کمک کرد، رفتار کنترل شده و فارغ از هر گونه غروري بود که پاي عليرضا را به کارهاي خيريه باز مي کرد. هرگز گرد مجالس و شب نشيني هاي آنچناني نچرخيد و هيچ وقت اجازه نداد شايعات خانمانسوز پيرامونش به وجود بيايد. عليرضا خيلي مواظب اطرافيانش بود و تا کسي را کاملاً نمي شناخت، خارج از دايره ادب و معاشرت معمولي با او گرم نمي گرفت. به اين ترتيب او جمع دوستانش را در حقيقت به شکل هوشمندانه اي گلچين کرد و هرگز نه خود کاري کرد که ناپسند عرف باشد و نه اجازه داد اطرافيان با چنين اشتباهاتي به شهرت او لطمه بزنند.
در کنار همه اينها، عليرضا از نظر فني و حرفه اي هم هيچ گاه اجازه نداد کسي از کنارش سبق گرفته و او را جاي بگذارد.
ستاره متعادل
نيکبخت در همه اجزاي زندگي، ستاره اي متعادل است. او به همان اندازه که به لباس اسپرت اهميت مي دهد، اهل رسمي پوشيدن هم هست. موهايش را بلند مي کند و گاه تا ۲۰۰ گرم ژل مي زند اما يک باره هم در همين ناباوري موها را بدون هيچ مقاومتي کوتاه مي کند و عين محصل ها، شانه کرده مي گردد! او تميزي را دوست دارد، عاشق لباس هاي نو است اما به همان اندازه که خرج مد روز مي کند، از بخشيدن به ديگران هم غافل نيست. همين مسئله باعث شده هرگز کسي به شيک پوشي و خوش پوشي او خرده نگيرد.
اهل ميهماني رفتن نيست. البته حساب جمع هاي دوستانه و فاميلي جداست اما در اين نوع ميهماني ها، او براي حاضران فقط" عليرضا" است نه نيکبخت ستاره. هرگز جايي نمي رود که از او به خاطر نيکبخت بودن، دعوت کرده باشند. در عوض، بدون دعوت و سرزده مرتب در پرورشگاه ها، آسايشگاه هاي سالمندان، خيابان ها، پارک ها، فروشگاه ها و مجالس خيريه مخصوص جمع آوري کمک و اعانه براي مستمندان حضور يافته و طوري رفتار مي کند که همه معمولي بودن او را باورکنند اين هم يکي از دلايل ماندگاري ستاره بخت اوست که هيچ وقت نيرويي را عليه خود تحريک نمي کند.
اهل مطالعه نيست ولي عاشق سينماست. سيستم صوتي، تصويري اش هر کجا که باشد، کامل است و معمولاً هفته اي ۲ يا ۳ فيلم مي بيند. بيشتر فيلم هاي خارجي را دوست دارد و با اکثر هنرمندان ايراني، به خصوص کمدين هايي مثل مصطفي راد، جواد رضويان، مهران غفوريان و مجيد صالحي رابطه دوستانه و رفت و آمد دارد.
از بچگي چون در منزل خواهر و برادران کوچک را نگهداري مي کرد، عاشق بچه داري بود و هنوز هم عروسک ها و اسباب بازيهاي آن روزگار، بخش عمده اي از فضا و دکور منزل او را پر کرده است.
غذاي مورد علاقه او قرمه سبزي است و موز، ميوه محبوب اوست. روزي ۲ ، ۳ فنجان چاي مي خورد، البته در منزل و خيلي وقت است دور کافي شاپ را به دليل مشکلات ستاره اي، خط کشيده است.
از قدم زدن خوشش مي آيد و حالا مجبور است در منزل به اين کار بپردازد. موسيقي را دوست دارد ولي نه در مجامع عمومي مثل کنسرت ها! پاي سريال هاي محبوبش مي نشيند .
رنگ محبوبش آبي و قهوه اي است، گل رز را دوست دارد و عکس هاي زيادي را جمع آوري کرده است. محيط زندگي ساکت و آرام را مي پسندد چون تا ساعت ۱۲ ظهر مي خوابد و شب ها هم دوست ندارد دوروبرش شلوغ و پرسر و صدا باشد. عاشق سرعت است و ماشين هاي سريع مثل" بي ام و" و" پورشه" و" آئودي" را مي پسندد. بر عکس از موتور و هواپيما به شدت مي ترسد و حتي المقدور از نقل و انتقال با اين دو وسيله خودداري مي کند.
مارک محبوب لباس او زارا(Zara) و ديزل(Disel) است. آدامس اربيت(Orbit) مي جود و ادکلن اولترا ويلت ۲۱۲(Ultra Villet ۲۱۲) مي زند. کلاً به طبيعت علاقه زيادي دارد و عاشق درخت هاي بلند و فضاي سرسبز است.
نيکبخت زمان زيادي در هر شبانه روز را صرف فکر کردن به مرگ مي کند و گاه و بيگاه سرزده به قبرستان مي رود و در ميان قبرهاي ناشناس مي گردد.
وی در ۲۶ سالگی و در حالی که حدود ۷ سال با استقلال بود با پرسپولیس قراردادی دو ساله به ارزش ۲۴۰ میلیون تومان امضا کرد و رسما پرسپولیسی شد

زینالدین یزید زیدان (زادهی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایریالاصل) است که در میانهی میدان بازی میکند و عموماً به عنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته میشود. او تا بحال برای تیمهای باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.

او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزهی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزهی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزهی پرارزشترین بازیکن جام باشگاههای اروپا و یک بار جایزهی بهترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملتهای اروپا, جام باشگاههای اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو میتوان او را از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاههای اروپا گل زده است.
زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفهای او. در همین فینال بود که ضربهی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالیترین لحظات تاریخ زندگیاش را در آخرین لحظات عمر حرفهایاش رقم زد.
زیدان فوتبال حرفهای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 اینجا بازی میکرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرحترین باشگاههای فرانسه پیوست.
پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلیترین ستارههای تیم, بدل شد.
او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سالهای 1997 و 1998, در فینال جام باشگاههای اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).
زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.
در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقالهای تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بیسابقه بود. او در سالهایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازیکنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهمترین ستارههای این کهکشان بود و از سایر ستارههای نورانی آن میشود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.
زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.

اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاههای اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار میشد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاههای اروپا را نیز به کارنامهاش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گلهای تاریخ فوتبال شمرده میشود.
زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام میگرفت, همتیمیهای او لباس ویژهای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام "زیدان, چهرهای از قرن بیست و یکم" شد.
زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین میتوانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".
به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.
افتخارات
-
جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)
-
جام ملتهای اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)
-
جام باشگاههای اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)
-
لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)
-
لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)
-
جام بینقارهای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
-
سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
-
سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)
-
سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)
جایزهها و افتخارت شخصی
-
سه بار بهترین بازیکن سال جهان از سوی فیفا (در 1998, 2000 و 2003)
-
یک بار بهترین بازیکن سال اروپا (توپ طلایی) از مجلهی "فرنس فوتبال" (در 1998)
-
یک بار باارزشترین بازیکن جام باشگاههای اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)
-
یک بار بهترین بازیکن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)
-
بهترین بازیکن نیمقرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)
-
شوالیهی لژدواونور از 1998

-
حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004
زندگی شخصی
زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوانترین فرزند خانوادهی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگتر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسبشان به روستایی در الجزایر برمیگشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا میکرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیدهاند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را میتوان "مسلمان اسمی" نامید.
زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیاییالاصل, ازدواج کرد.
آنها چهار فرزند به نامهای انزو (زادهی 24 مارس 1995), لوکا (زادهی 13 می 1998), تئو (زادهی 18 می 2002) و الیاس (زادهی 26 دسامبر 2005) دارند.
متفرقه
-
زیدان 185 سانتیمتر قد دارد.
-
زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب "گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال تا آن هنگام" را به دست آورد.
-
34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحلهی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحلهی بعدی راه یافت.
-
زیدان با شرکتهایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تلهکوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروتمندترین ورزشکاران جهان بوده است.

در حال حاضر هدایت باشگاه آرسنال را بر عهده دارد.

نام : آرسن ونگر
ملیت : فرانسه
1949/22/9 :تولد
ونگر با نانسی شروع کرد وسپس به موناکو پیوست. مدتی به ژاپن رفت و در گرامپوس مربی گری کرد. در سال 1996 آرسن ونگر جانشین بروس ریوش در هایبری شد. گانرها با
او به نخستین قهرمانی در سال 1991 رسیدند. در 98-1997 ونژه به عنوان اولین مربی غیر انگلیسی توانست لیگ برتر و Fa cup را فتح نماید. آرسنال با او توانست به یک رکورددر
لیگ برتر دست یابد و طی آن جام را از منچستر برباید. گانر ها در این سال ها در رقابت های اروپایی موفق نبودند. آنها در فصل 2000-1999 توانستند به فینال جام یوفا راه یابند
اما در فینال در ضربات پنالتی مغلوب گالاتاسرای شدند. ونگر با وجود پیشنهاد های فراوان از باشگاه های مختلف قرارداد خود را در سال 2001 تمدید کرد. ونگر در طی این سالها
.با افتخارات و جام های متعددی که برای هایبری آورده است، توانسته وفاداری خود را ثابت کند. هر چند خود او هم از عدم موفقیت در لیگ قهرمانان اروپا رنج می برد.
منبع خبر: http://arsenalfc.ir

فرزند: احمد
قد: 169 سانتيمتر
شماره پا: 41
رنگ چشم: سبز
فرزند ششم خانواده (داراي 3 برادر و 4خواهر)
او در سال ۱۳۸۵ شمسی از مربیگری تیم پرسپولیس کنارهگیری کرد. او یکی از مشهورترین و محبوبترین، فوتبالیستهای تاریخ فوتبال ایران میباشد.

بازار تهران يكي از قديميترين محلههايتهران ميباشد و علي پروين در يكي از كوچههايهمين بازار قديمي به دنيا آمده است. كوچهايكه علي در آن چشم به دنيا گشود، «غريبان» نامداشت. البته او در اين محل حضور چندانينداشت و به خاطر شغل پدر، اعضاي خانوادهاشمحل زندگي را بارها تغيير دادند كه آخرين محلدر دوران كم سن سالي پروين، محله «دولاب»بود.
علي پروين فرزند ششم خانواده 10 نفري«حاج احمد» به شمار ميرفت، اما از نظرخصوصياتي كه داشت، تبديل به چهره اولخانواده شد. سوم تيرماه سال 1325 روزي بودكه افسانه فوتبال ايران; علي پروين چشم به جهانگشود. هر افتخاري كه از ذهن شما بگذرد، او بهآن دست يافته است. البته تواناييهاي او فقط بههمين افتخارات ورزشي ختم نميشود; بلكه ويصاحب خصوصياتي بوده و هست، كه او را ازديگران متمايز ميكند. در چشم او خيره شدن ودروغ گفتن محال است; چون با لبخند ميگويد:«بي خيال»
چشمان سبز او باعث شده تا به او «علي زاغي»بگويند. بچههاي محل با ديدن دوچرخه سوارياو در جاميخكوب ميشوند. همه اهل محل باچشمان باز و البته دهان بازتر، نظاره گر هنرنماييكودكي 10 ساله هستند. او با دوچرخهاشلبجوي آبي، كه عميق به نظر ميرسد، مثل يكبندباز به جلو ميراند و آنقدر روي كارش تمركزدارد كه متوجه اطراف نيست. كافي است چرخجلو درون جوي بيفتد فرمان دوچرخه،دندانهاي جلوي علي زاغي 10 ساله را بهشكمش بفرستد; يعني همان بلايي سرش بيايد كهسربرخي از بچههاي محل آمد، اما كسي شكستخوردن او را نديده است.
كاپيتان علي زاغي
اولين بار كه با توپ فوتبال آشنا شد، انگار نيمهگمشده خود را يافته بود. وقتي 4 يا 5 ساله بود،قبل از اينكه با توپ بازي كند، به آن خيره ميشدو مدت زمان زيادي آن را نگاه ميكرد. با يكتوپ ميتوانست از كله سحر تا اذان ظهر بازيكند. در ضمن او از همان دوران كودكي كاپيتانبچههاي محل بود و كسي اصلا به خود اجازهنميداد در جايي كه علي زاغي حضور داشت،حرف از كاپيتاني بزند. البته او خود هرگز ادعايكاپيتاني نميكرد، اما خداوند به او نيرويي دادهبود كه همه را به سوي خود جذب ميكرد و البتهتواناييهايش نيز سرشار بود; چنانچه همان طوركه ميدانيد او بعدها كاپيتان بيجانشين سالهايپرافتخار پرسپوليس و تيم ملي شد.
علي پروين، انگار كاپيتان به دنيا آمده بود وروز خداحافظي از فوتبال نيز به همه ثابت كرد كهفوتبال ايران ديگر كاپيتاني مانند او به چشمنخواهد ديد. او براي آخرين بار بازوبند كاپيتانيرا در بازي پرسپوليس، دارايي در سال 1366(27 تيرماه) به بازو بست.
بعد از رفتن او، پرسپوليس، ديگر همچون او رابه خود نديد و البته فوتبال ايران نيز براي هميشهاز ستارهاي در حد و اندازههاي علي پروينمحروم شد.
برگ كوچكي از خاطرات پروين
-علي پروين سوم تيرماه 1325 در جنوبتهران و در خانوادهاي پرجمعيت به دنيا آمد وفرزند ششم خانواده در بين هشت فرزند بود. او ازعباس، منيژه، محمد و فاطمه كوچكتر و از اقدس ومجيد بزرگتر بود.
-دردوران كودكي بسيار شيطان بود،طوريكه خدابيامرز مادرش ميگفت: تمامبچههايم يك طرف، علي طرف ديگر، او از همهشيطانتر بود تا جايي كه برادر و خواهرهايش در18 ماهگي شروع به راه رفتن كردند و علي در14 ماهگي...
-در محله عارف، بچههاي محل به فوتبال،گاريسواري و هستهبازي خيلي علاقه داشتند.يك روز پروين 500 هسته برد، اما وقتي به خانهبرگشت، ديد كه مادرش همه آنها را دور ريختهاست و تا صبح گريه كرد.
-ده ساله بود كه برادرش (حاج محمود)برايش يك دوچرخه مشكي رنگ لوكس خريد واو يك ساعت با آن لب جدول هنرنمايي كرد ودوستانش هم به او نگاه ميكردند.
-او مانند هر فوتباليستي مسيرهاي ترقي راطي كرد و از «كيان» به تيم ملي رسيد. در اين تيمزير نظر «منصور امير آصفي» كار ميكرد كه به تيمملي دعوت شد. در سال 46; زماني كه بازيحساسي با تيم «شهرباني» داشت، توسط«رايكوف» به تيم ملي جوانان دعوت شد. آنزمان ناصر حجازي و ناصر عبداللهي هم ازهمبازيان او بودند.
او سپس از كيان به «پيمان» رفت، اما پيمان نيزپس از مدتي منحل شد. او ميگويد: يك روز درخانه نشسته بوديم كه همايون بهزادي و دكتربرومند به سراغم آمدند و به خاطر آنها باپرسپوليس قرارداد امضا كردم.
-علي الهي اولين مربي پروين بود كه به خاطررفاقت با برادر بزرگتر پروين (عباس) خواست كهپروين در تيم «عارف» بازي كند. او آن زمان 15سال بيشتر نداشت.
-پروين ميگويد: بهترين بازي عمرم بااستراليا در پيكارهاي مقدماتي جام جهاني1978 بود كه در ورزشگاه آزادي برگزار شد وبازي، با پاس گل من (1 بر صفر) به سود ما تمام شد.
-در زمان كودكي توپ دوست خوبش بود،حتي در زمان خواب هم آن را از خودش جدانميكرد. او حركتهايي با توپ انجام ميدادكهبسيار عجيب و غريب بود.
-كتاني چيني پروين شهره خاص و عام بود.او به آنها علاقه زيادي داشت. فقط كافي بودتوپ در گوشهاي بيفتد و او با چرخشي سريع بهآن برسد.
-او در مدت بازياش هيچ الگوي خاصيبراي خود در نظر نگرفته بود. زماني كه نوجوانبود، هيچ وقت نميگفت دوست دارم فلاني شوميا... او ميگفت: ميخواهم خودم باشم; عليپروين.
-هرگاه او در اردو و يا مسافرت خارجي بود،مادرش براي او و ديگر بازيكنان تيم، «كتلت»درست ميكرد. كتلتهاي مادر بسيار خوشمزهبود.
-پروين ميگويد: هنگامي كه با تيم بهمسافرت خارجي ميرفتيم، آنها پولهايشان را بهمن ميسپردند تا نگه دارم و من هم از آنجا كه اينكار مسئوليت سنگيني بود، پولها را داخل متكايمميگذاشتم و ميخوابيدم...
-زماني بود كه تيم «كريستال پالاس» انگليسخواهان او بود و مبلغ پيشنهادي آن زمان برايشماره 7 ايران، 500 هزار دلار بود. پدرشموافقت خود را اعلام كرد كه علي به انگليسبرود، اما مادر گفت: «تو هنوز بچهاي، آنجا ديوانهميشوي، نميتواني دوام بياوري... در غربتروحيهات به هم ميريزد و...» اين شد كه او ازرفتن به انگليس منصرف شد.
-اولين اخراج پروين مربوط به زماني استكه در بازيهاي محلي در خيابان عارف بازيميكرد. او در يك مسابقه حساس با تيم عارف بهمصاف تيم پيمان رفت. قضاوت اين ديدار همبرعهده رضا غياثي بود. او فكر كرد چون رضاغياثي بچه محل اوست، با خشونت او مداراميكند، اما زماني كه اولين حركت خشن را انجامداد، توسط رفيق و هم محلياش (رضا غياثي) ازميدان اخراج شد. حالا پس از سالها كه آنهايكديگر را ميبينند، هنوز هم درباره آن اخراجحرف ميزنند

او در اردیبهشت ۱۳۸۶ با خرید امتیاز تیم اکباتان تهران به مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان، رسما مدیریت و اداره این تیم را برعهده گرفت.
هادی ساعی بنهکهل قهرمان تکواندو جهان و المپیک خرداد ماه 1355 در شهر ری به دنیا آمد.
تمرین تکواندو را از 7سالگی آغاز کرد و از رده سنی نوجوانان تاکنون به طور مستمر در تیم ملی تکواندو ایران حضور داشتهاست. ساعی برنده مدال طلای المپیک آتن و مدال برنز المپیک سیدنی در دسته 68 کیلوگرم است که اولین مدالهای ایران در ورزشی غیر از کشتی و وزنه برداری در المپیک بودند.
عناوین
-
مدال طلا در مسابقات ارتش های جهان کرواسی 1996
-
مدال طلا در مسابقات بازیهای غرب آسیا 1997
-
مدال طلا در مسابقات جام جهانی بزرگسالان آلمان 1998
-
مدال طلا در مسابقات جهانی کانادا 1999
-
مدال طلا در مسابقات ورودی المپیک سیدنی 1999
-
مدال طلا در مسابقات جام جهانی فرانسه 2000
-
مدال برنز در مسابقات المپیک سیدنی 2000
-
مدال طلا در مسابقات جام جهانی ویتنام 2001
-
مدال طلا در مسابقات آسیا و اقیانوسیه 2002
-
مدال طلا در مسابقات جام جهانی ژاپن 2002
-
مدال طلا در مسابقات بازیهای آسیایی بوسان 2002
-
مدال نقره در مسابقات جهانی آلمان 2003
-
مدال طلا در مسابقات آسیا واقیانوسیه آتن 2004
-
مدال طلا در مسابقات المپیک آتن 2004
-
مدال طلا در مسابقات جام جهانی مادرید 2005
-
مدال طلا در هفدهمین دوره مسابقات آسیایی تایلند 2006
-
بازیهای آسیایی 2006 دوحه (در حال برگزاری)
فعالیتهای سیاسی
هادی ساعی در انتخابات سومین شورای شهر تهران با قرار گرفتن در لیست ائتلاف اصلاح طلبان توانست به شورای شهر تهران راه پیدا کند. چند روز بعد او در جشن شب یلدا در نشریه چلچراغ جایزه شجاعت را که از طرف خوانندگان این هفتهنامه دریافت کرده بود به سید محمد خاتمی اهدا کرد.
غلامرضا تختی در روز پنجم شهریور ماه ۱۳۰۹ در خانوادهای متوسط در محلهٔ خانیآباد تهران به دنیا آمد.

" رجب خان" (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. " حاج قلی"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف میکنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی مینشست و به همین سبب در میان اهالی خانی آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانوادههای رجب خان منتقل شد و به " نام خانوادگی" تبدیل شد.
رجب خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راهآهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانوادهٔ پرجمعیت خود را تأمین میکرد نخستین واقعهای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربهای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانوادهٔ ناچارشد خانهٔ مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی آباد درس خواند و در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. تختی در دوران زندگی ورزشی اش رکورد دار شرکت در المپیکها و کسب بیشترین مدال از این آوردگاه بود. درچهار دوره المپیک حضور داشت و حاصل آن یک طلا، دو نقره و یک عنوان چهارم بود که در کشی ایران این امر اتفاق نادری است. جهان پهلوان علاوه بر قهرمانی، به لحاظ منش و رفتار انسانی و سجایای اخلاقی پسندیده و جوانمردی و نوع دوستی شهره خاص و عام بوده است. او زندگی خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختی در ورزش باستانی و کشتی پهلوانی نیز دارای تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ایران شد و هر بار کشتی گیران نامداری را مغلوب کرد.
وی چهار ماه پس از بازگشت از آخرین سفر خود (تولیدو، ۱۹۶۶) در آبان ماه سال ۱۳۴۵ زندگی مشترک خود را با همسرش آغاز کرد؛ که حاصل آن تولد بابک در سال ۱۳۴۶ بود و سرانجام پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش خبر درگذشت جهان پهلوان همه را در اندوهی عظیم و بهتی شگفت انگیز فرو برد در مورد قتل و یا خودکشی وی دلایلی همچون ناراحتی های روحی و مشکلات مالی آوردند ولی هیچ گونه بازرسی برای قتل وی به صورت جدی شکل نگرفته است.
افتخارات تختی
بازیهای المپیک:
-
پنجاه و دو هلسینکی :مدال نقره ۷۹ کیلو گرم
-
پنجاه و شش ملبورن: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم
-
شست رم: مدال نقره ۸۷ کیلو گرم
-
شست و چهار توکیو: چهارم۹۷ کیلو گرم
قهرمانی جهان:
-
پنجاه و یک هلسینکی: مدال نقره ۷۹ کیلو گرم
-
پنجاه و چهار توکیو: نفر پنجم ۸۷ کیلو گرم
-
شست و یک یوکوهاما: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم
-
شست و دو تولیدو: مدال نقره ۹۷ کیلو گرم
بازیهای آسیایی:
-
پنجاه هشت توکیو: مدال طلا ۸۷ کیلو گرم
-
جمع مدالهای غلامرضا تختی: هشت، ۴ طلا، ۴ نقره
المپیک ۳ - جهانی ۴ - بازیهای آسیایی ۱
تختی اولین کشتی گیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدالهای جهانی و المپیک بشود: جهانی ۵۱ و المپیک ۵۲ (در ۷۹ کیلوگرم)، المپیک ۵۶، ۶۰، جهانی تهران و یوکوهاما (در ۸۷ کیلو) و جهانی ۶۲ تولیدو در ۹۷ کیلو.
حسین رضازاده وزنهبردار سنگین وزن ایرانی است. وی متولد اردبیل به سال ۱۳۵۷ است.

حسین رضازاده در سال 1357 در اردبیل متولد شد . او از 15 سالگی شروع به ورزش وزنه برداری کرد و تاکنون دو بار مدال طلای مسابقات المپیک را برای ایران به ارمغان آوردهاست در دو دوره از مسابقات المپیک 2000 و 2004 مدال طلا گرفت و در سالهای 2000 و 2002 به عنوان بهترین وزنه بردار جهان از طرف فدراسیون جهانی کشتی شناخته شد. وی سه سال بعنوان قهرمان قهرمانان ایران انتخاب شد و یکی از 16 ورزشکار ایرانی بود که از رییس جمهور خاتمی مدال شجاعت دریافت نمود.
وی و هم اکنون نیز صاحب رکورد این رشته ورزشی میباشد. وی در ایران به عنوان قهرمان قهرمانان نیز انتخاب شدهاست.
آخرین مدال قهرمانی وی تا آذر ماه ۱۳۸۵ مربوط به بازیهای آسیایی دوحه میباشد.
وی سه سال بعنوان قهرمان قهرمانان ایران انتخاب شد و یکی از 16 ورزشکار ایرانی بود که از رییس جمهور خاتمی مدال شجاعت دریافت نمود.
وی چند سال قبل با همسرش در مکه ازدواج کرد، (که این مراسم از تلویزیون ایران نیز پخش شد) وی همکنون دارای یک فرزند پسر به نام ابوالفضل میباشد.

افتخارات حسین رضازاده
-
مدال برنز بازیهای آسیایی 1998 بانکوک
-
مدال برنز قهرمانی جهان 1999 آتن
-
مدال طلای المپیک 2000 سیدنی
-
مدال طلای بازیهای آسیایی 2002 بوسان
-
مدال طلای قهرمانی جهان 2002 ورشو
-
مدال طلای قهرمانی جهان 2003 ونکوور
-
مدال طلای المپیک 2004 آتن
-
مدال طلای قهرمانی جهان 2005 دوحه
-
مدال طلای قهرمانی جهان 2006 سانتادومینگو
-
مدال طلای بازیهای آسیایی 2006 دوحه
مهدی مهدویکیا (متولد 1 مرداد ۱۳۵۶) یکی از بازکنان تیم ملی فوتبال ایران است.

مهدی در باشگاههای بانک ملی، پرسپولیس (تیم)، بوخوم و هامبورگ آلمان بازی کرده است.

او در سال ۲۰۰۳ از طرف کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان بازیکن برتر فوتبال آسیا شناخته شد.او در سال 1998 به باشگاه بوخوم پيوست ودر سال 1999 به هامبورگ رفت ودر حال حاضر با تجربه ترين بازيكن هامبورگ است.
این بازیکن با تجربه فوتبال ایران یکی از بهترین بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران است و اکنون بازوبند کاپیتانی تیم ملی را در اختیار گرفته است.او با حضور در دو جام جهانی 98 و 2006 خود را در سطح بین المللی مطرح کرده است.

وحید هاشمیان (متولد۳۰ تیر ۱۳۵۵ در شهر تهران) یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران است. او فوتبال را از تیم ظفر شروع کرد مدتی در پاس تهران بازی کرد و پس از آن به آلمان رفت و اکنون در بوندسلیگا و تیم هانوفر آلمان به فوتبال خود ادامه میدهد.

متولد: تهران
تاریخ تولد: 30 / 4 / 1355 (21.7.1976)
قد: 82/1
وزن: 79
شماره کفش: 42
وضعیت: مجرد
تحصیلات: دیپلم تجربی
وضعیت خانوادگی: 2 خواهر و 2 برادر
ورزش های مورد علاقه: فوتبال، شنا، یوگا
تفریحات و سرگرمی ها: مطالعه کتاب، اینترنت، قدم زدن، مسافرت
فیلم های مورد علاقه: پاپیون، گلادیاتور

وحید مثل بسیاری دیگر از فوتبالیست های تهرانی بازی خود را از محله های جنوب شهر آغاز کرد. در سال 1373 او به همراه تیم جوانان فتح تهران از دسته دوم به دسته اول صعود کرد و یک سال بعد به همراه این تیم عنوان سوم جوانان باشگاه های تهران را به دست آورد.
در سال 1975، هاشمیان به همراه تیم بزرگسالان فتح نایب قهرمان باشگاه های تهران شد و پس از آن به تیم فوتبال پاس که از تیم های صاحبنام ایران است، پیوست.
وی در سال 1377 با سبزپوشان پاس به عنوان نایب قهرمانی لیگ کشور دست یافت و از همین تیم نیز در جمع ملی پوشان کشورمان حاضر شد و توانست مدال طلای بازی های آسیایی بانکوک را برگردن بیاویزد.
بازی های خوب وحید باعث شد که مدیران استعداد یابی هامبورگ با مسوولان وقت پاس تماس حاصل کنند.
گفت و گوها بین مقامات هامبورگ و پاس نتیجه مثبت داد و هاشمیان به عنوان پنجمین بازیکن ایرانی به بوندس لیگا راه یافت.
هاشمیان در فصل نخست حضورش در هامبورگ فرصت چندانی برای عرضه اندام نیافت، اما در همان دقایقی که به میدان رفت موفق شد یک گل برابر ترابوزان اسپور ترکیه در رقابت های مقدماتی جام باشگاه های اروپا به ثمر برساند.

وحید در فصل 2000-1999 به همراه هامبورگ عنوان سوم بوندس لیگا را به دست آورد. او به همراه تیم ملی کشورمان در سال 2000 نیز موفق شد قهرمانی مسابقات غرب آسیا را در اردن به چنگ آورد.
اما جو حاکم بر اردوی تیم ملی و همچنین اختلاف با فدراسیون فوتبال وقت باعث شد وحید به مدت 5/3 سال از تیم ملی فاصله بگیرد.
در ادامه یک مصدومیت اجازه هنرنمایی را از وحید گرفت و پس از یک دوره بسیار سخت، ستاره فوتبال ایران سر از تیم فوتبال بوخوم در دسته دوم بوندس لیگا درآورد.
هاشمیان در دسته دوم بوندس لیگا نیز بسیار خوش درخشید و توانست با مربیگری پیتر نویرورر در فصل 2003-2002 به دسته اول بوندس لیگا بازگردد.
در این فصل هاشمیان بیشتر به عنوان یار جانشین به میدان می آمد و موفق شد 10 گل حساس نیز برای بوخوم به ثمر برساند.
اما اوج هنرنمایی هلی کوپتر به فصل 2004-2003 بازمی گردد که توانست با زدن 16 گل رکورد خوبی را از خود برجای بگذارد. بوخوم به لطف گل های او توانست به رقابت های جام یوفا راه یابد.
هاشمیان فصل 2005-2004 را در بایرن موینخ سپری کرد، اما اعتقادات فلیکس ماگات باعث شد تا فوتبال آلمان از هنرنمایی های هاشمیان بی نصیب بماند، اما در نهایت او به همراه سرخ پوشان باواریایی به مقام قهرمانی بوندس لیگا و لیگاپوکال رسید.
هاشمیان در ابزگشت مجدد به تیم ملی نیز بسیار خوش درخشید و با گل های حساسش مقابل قطر و ژاپن راه صعود ایران به رقابت های جام جهانی 2006 را هموار کرد.
او حتی در رقابت های مقدماتی جام ملت های آسیا نیز با زدن یک گل حساس به کره جنوبی روحیه فوق العاده به ایران پس از نتیجه ناامیدکننده مساوی مقابل سوریه در تهران داد.

علی کریمی، زاده 17 آبان 1357 فوتبالیست ایرانی است که در باشگاه بایرن مونیخ آلمان و تیم ملی فوتبال ایران بازی می کند.
او در سال 2004 بازیکن سال آسیا شد. شماره پیراهن او در هر دو تیم فوق 8 است.• تاریخ تولد: هفدهم آبانماه 1357 • مکان تولد: شهریار • قد: یک متر و هفتاد و هشت • پست تخصصی: خط میانی - بازی ساز • فعالیت مورد علاقه: والیبال ساحلی
وضعیت خانوادگی: متاهل، دارای دو فرزند پسر به نام های هاوش و هیرسا
باشگاهها
به ترتیب :
-
نوجوانان نفت تهران – ایران.
-
نوجوانان سایپا تهران – ایران.
-
جوانان سایپا تهران – ایران.
-
فتح تهران – ایران.
-
پرسپولیس تهران – ایران.
-
الاهلی دوبی – امارات.
-
بایرن مونیخ – آلمان.
افتخارات
-
نایب قهرمانی نوجوانان تهران با نوجوانان نفت.
-
قهرمانی امیدهای تهران با امیدهای فتح.
-
قهرمانی لیگ و جام حذفی ایران با پرسپولیس.
-
قهرمانی جام حذفی امارات با الاهلی امارات.
-
قهرمانی بازیهای آسیایی بانکوک با تیم ملی.
-
قهرمانی غرب آسیا با تیم ملی.
-
قهرمانی جام بین قارهای آسیا – اقیانوسیه با تیم ملی.
-
بازیکن سال 2004 آسیا
انتقال به بایرن مونیخ
علی کریمی روز 3 می سال 2005 بنا به گزارش وبگاه رسمی باشگاه بایرن مونیخ به این تیم آلمانی پیوست. او پس از علی دایی و وحید هاشمیان سومین بازیکنی بود که در این باشگاه معتبر مشهور به هالیوود بازی می کرد. در ابتدا بسیاری معتقد بودند که انتقال کریمی برای این باشگاه تنها جنبه اقتصادی دارد، اما بازیهای خوب این بازیکن مانع این انتقادات شد. علی کریمی خیلی زود توانست در جمع نامداران این باشگاه نظیر میشاییل بالاک، سباستین دایسلر، مارتین دمیکلیس، مهمت شول و زی روبرتو برای خود جایگاهی ثابت دست و پا کند، به طوری که برخی از این بازیکنان نیمکت نشین شدند. طبق یکی از بندهای قرارداد کریمی و بایرن مونیخ، پس از 25 بازی این قرارداد به طور خودکار تمدید می شد. در بازی با هامبورگ این اتفاق افتاد، اما در همین بازی وی متأسفانه مصدوم شد، به طوری که نتوانست در بازیهای جام جهانی 2006 آلمان در اندازه های واقعی خود ظاهر شود. کریمی همچنین از جمله بازیکنان ایرانی محسوب می شود که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده است.
منابع این مقاله
علی دایی متولد 1 فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن ایرانی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. او در حال حاضر در باشگاه سایپا بازی میکند و تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود.

دایی 109 گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازیهای ملی در تاریخ فوتبال جهان است.
دایی سابقهٔ بازی در تیمهای آلمانی همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی جام باشگاههای اروپا دست یافتهاست. او اکنون در باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی فعالیت میکند.
سابقهٔ فوتبال
باشگاهی
دایی، فوتبال را از باشگاههای کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد و دورهٔ خدمت نظام وظیفه را در تیم پاس گذراند. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.

دایی بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السد قطر پیوست و از این این تیم راهی اروپا شد و همراه با کریم باقری به آرمینیا بیلهفلد باشگاه آلمانی و خداد عزیزی به اف سی کلن پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکنبائر رییس باشگاه بایرن مونیخ علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی قلمداد کرد. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی در یک باشگاه معتبر نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاههای اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازیها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد.
او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن ۹ از اصلیترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاههای اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاههای اروپایی راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.
ملی
علی دایی در سالهای اخیر همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان این تیم بودهاست. او بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهٔ تاریخ تیم ملی را دارد (گلهای زدهٔ او در میان تمام تیمهای جهان نیز اول است).

او در جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران بود.
او در بازي معروف ايران و استراليا در بازي پلي اف مقدماتي جام جهاني 1998 فرانسه پاس گل دوم ايران را براي خداداد عزيزي ارسال كرد و اين گل باعث راهيابي ايران به جام جهاني شد.
او به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و تا به حال در۵ بازی ایران در این بازیها شرکت کردهاست. این پاس دایی بود که زمینهگذار گل مهدویکیا به آمریکا در جام جهانی ۹۸ شد.
از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را میتوان روز ۱۴ نوامبر ۲۰۰۴ دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازیهای ملی به ثمر رسانده ثبت کند.
علی دایی هماكنون سرمربی تیم سایپا است و با این تیم تاکنون شکستی را تجربه نکرده است.
تیمهای باشگاهی
-
استقلال اردبیل، تاکسیرانی، بانک تجارت، پرسپولیس (ایران)
-
آرمینیا بیلهفلد، بایرن مونیخ، هرتابرلین (آلمان)
-
الشباب (امارت)
-
پرسپولیس، صبا باتری (ایران)
-
سایپا تهران
بهترین گلزن در بازیهای بینالمللی
وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بینالمللی است. او همچنین بهترین گلزن در تاریخ بازیهای آسیایی است. در دور مقدماتی جام جهانی سال 1998 هم، او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازی در رتبهی اول قرار داشت.
در سال 1996 با به ثمر رساندن 20 گل، دایی به عنوان بهترین گلزن در بازیهای بینالمللی توسط فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) معرفی گردید.
زندگی شخصی
علی دایی در اردبیل متولد شد. او بعدها به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و لیسانس خود را در رشتهٔ متالوژی دریافت کرد. همچنین وی به تازگی ازدواج کردهاست. علی دائی علاوه بر فوتبال در تجارت نیز مردی موفق بودهاست. وی گرداننده چندین شرکت بزرگ و رستورانهای متعدد است. دائی هیچ گاه از خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بی بضاعت و امور خیریه دریغ نورزیدهاست. این فوتبالیست برجسته ایرانی طی سالهای اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با نیات خیرخواهانه به میدان رفتهاست، از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و تیم منتخب بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستارههای افسانهای فوتبال. او همچنین همراه بامادلین آلبرایت و دیوید بکام باسازمان یونیسف همکاری داشتهاست.
دایی همچنین دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی است.
انتقادات
علی دایی باوجود بازی های خوب دوران جوانی در سال های پایانی (مخصوصا در بازی های جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶) مورد انتقاد برخی کارشناسان فوتبال, طرفداران و مطبوعات قرار گرفت. پافشاری برانکو ایوانکویچ در استفاده مداوم از وی در تیم ملی از محبوبیت وی کاست.







